مانده هنوز

اندكي از روزهاي ته تابستان هشتاد و نهم

فصل را

با غم و اندوه دلم

سرد مثل يخ دي

"بي تو" به پايان مي برم

با غمي پنهاني

با دلي خسته تر از بال پرستوهاي وحشي

با همين احساس بي رحم

فصل را

بي تو

به پايان مي برم...


اميد دارابي